سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
144
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
و مدار قرينه استعاره در دو مثال اوّل و دوّم بر فاعل است مانند : نطقت الحال . يا بر مفعول بوده مانند : . . . * قتل البخل واحى السّماحا و نيز مانند : نقريهم لهذميّات نقد بها * . . . و يا بر مجرور مىباشد همچون : فبشّرهم به عذاب اليم . شارح گويد : ضمير در [ قرينتها ] به استعاره تبعيّه راجع بوده و مقصود از [ اوّلين ] فعل و مشتقّات آن مىباشد و حاصل كلام آنكه : مدار و ملاك قرينه استعاره تبعيّه در فعل و مشتّقات از آن بر يكى از سه امر ذيل مىباشد : الف : بر فاعل مانند : نطقت الحال بكذا ( حال فلانى به مطلب كذائى گويا مىباشد ) . شاهد در اسناد [ نطقت ] است به [ حال ] كه فاعل آن واقع شده چه آنكه نطق حقيقى را به حال اسناد نمىدهند پس از اينكه در مثال مزبور آن را به حال نسبت دادهايم معلوم مىشود مقصود از [ نطق ] معنائى است كه اسنادش به حال صحيح است و آن عبارتست از [ دلالت ] چه آنكه دلالت همچون نطق مفهم مراد مىباشد . ب : بر مفعول مانند آنچه در قول عبد اللّه بن معتز آمده : جمع الحقّ لنا فى امام * قتل البخل واحى السّماحا